استافیل

طبقه بندي موضوعي

زمان بچگی ما ،

تابستون که می شد یه ، یه هفته ، فوق فوقش دو هفته، از تهران و شلوغی و این حرفا ، ما رو دور می کردن ،

 می بردن تو دشت و دمن و صحرا واسه خودمون می دویدیم و بازی می کردیم و شیطونی می کردیم و قشنگ هیجان و انرژی مون تخلیه می شد!


الان این همسایه ی طبقه بالای ما دختراش حدود سه چهار ماهه با بچه هاشون اومدن ، هرکدوم هم فک کنم حداقل دوتا بچه رو دارن!

اونوقت بچه هاشونم پسر هستن!

صبح از ساعت 9 شروع می کنن رو سر ما بااین توپ سنگینا (چی میگن بهش؟! چهل تیکه ؟!) فوتبال بازی می کنن! :||||||

بعد اونوقت ،

بهشون تذکر می دیم که دوست عزیز اینجا آپارتمانه ، جای فوتبال بازی کردن نیست ؛

مادر بچه ها بدو بدو دنبال بچه ها می کنه که تنبیه شون کنه مثلا :|||||||||||||

من درک نمی کنم؛ آخه آدم سه ماه دشت و دمن رو ول می کنه میاد به قول معروف تو این قوطی کبریتا آخه؟!


بابا برید خونه تون دیگه... >_<


+

این تیکه ی آخر با یه حالت کلافه ی نزدیک به گریه نوشته شداااااا :D


پ.ن :

می دونم که احتمالا خیلی ها در انتهای خوندن نوشته هام می گن : خب که چی مثلا؟! :|


نظرات (۱۷)

  • وحید محمدیان
  • آخیییییی :)))

    پاسخ:
    اصلا داغون ، له له :))
    در نبود مادرشون یه تهدید حسابی بکنشون:)))
    پاسخ:
    من اصلا اینا رو ندیدم فقط صداشونو شنیدم :))
    واقعا چرا نمیرن خونه هاشون؟! :)))
    پاسخ:
    واقعا برا منم سواله !!! :))
    مایی که تابستونمون توی دشت و دمن گذشت این شدیم وای به حال اینا :))
    پاسخ:
    والا... :))
  • عرفـــــ ـــان
  • ما هم از بی فرهنگی همسایه هامون عاصی شدیم ...
    همسایه پشتی : یک بچه که کمبود ذهنی داره بیچاره ! هر روز صبح میندازنش تو حیاط تا شب ساعت ۲ نصفِ شب داد و فریاد میکنه !
    خودشون نمیتونن تحملش کنن همسایه ها باید تحمل کنن !
    خواب و زندگی نداریم ما !
    همسایه کناری : فرش شستن انداختن رو دیوارِ حیاطِ ما چراغِ حیاط به کلی شکست ... بعدم میگن همه فرش رو میندازش رو دیوارِ همسایه ! :|
    بله میندازن ولی اول یه نگا میکنن اونور چیزی هست یا نه !
    همسایه روبرویی : دو بار دزد اومده خونش ... یه دزد گیر گذاشته رو درش هر کی از جلو خونه رد میشه صداش در میاد و تا چند دقیقه ای آژیر میزنه ...
    شب ها دو سه بار بیدار میشیم سرِ همین موضوع ...
    اگه تا حالا آژیرِ خونه رو شنیده باشین صداش چهار برابرِ آژیرِ ماشینِ ! :|
    مثلا خونه ما تو یک منطقه ایِ که به با فرهنگی و با کلاسی تو شهر معروفِ ...
    ولی عقل و شعور و فرهنگ به منطقه زندگی هیچ ربطی نداره !
    به پول و مدرکِ تحصیلی ام ربطی نداره ! :/
    خلاصه ایشالا زود تر پاشن برن خونشون از دستشون راحت بشین :)
    پاسخ:
    آخ آخ آخ خدا صبرتون بده :|

    بله به هیچکدوم ربط نداره 
    شعور یه چیز ذاتیه...!

    ممنون :)
    ایشالا همسایه های شمام ، معجزه ای ، چیزی بشه همشون باهم با فرهنگ شن :/// 
    سلام.
    یعنی واقعاً دشت رو ول کردن اومدن تو آپاتمان برای تفریح !!!!!! اونم سه ماه !!!!!!!!!!! مگه میشه ؟ مگه داریم؟
    من دنبال کوچکترین فرصتم که برم تو دشت اونوقت اونا !!!!! 
    آدمی قدر هر چیزی رو بعد ازدست دادنش میدونه متاسفانه !!!!1
    پاسخ:
    سلام
    واقعا !!! :))
    من هم در تعجبم!!! 
    من هم دنبال طبیعتم...
    همینطوره!

    خودشم ساعت 9 صب، ماشالا D:
    پاسخ:
    بعضا" 8:30 صبح هم بوده :))
    باشد که رستگارشوند وبرگردند خونشون:-))))
    پاسخ:
    کِی رستگار شوند ، خدا عالمه! :)))
    سلام 
    همسایه بی ملاحظه خیلی بده . :| 
    پاسخ:
    سلام
    خیــــــــــــــــــــلی :|

    به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی

    به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی


    پاسخ:
    والا...
    صحرا و گلزار به اون دلچسبی رو ول کردن 
    اومدن رو سر ما میدون :))
  • هامون هامون
  • یک همچین وضعیتی رو ما هم داریم . که حتی من یک بار از سر کار اومده بودم و روز سختی رو هم گذرونده بودم و شدیدا خسته فکری بودم که این بالایی ما خیلی سر و صدا می کرد . متاسفانه ما هم یه مقداری شمال تهران زندگی می کنیم خیلی دستمون بستس. رفتم بالا تذکر بدم دیدم طرف پر روعه . گفتم سلام جناب با عرض معذرت ما داریم پایین استراحت می کنیم . گف خب استراحت کنید به جهنم . مغزم یک هو منفجر شد . منتها این شمال شهری بودن خیلی دست آدم رو می بنده . در حد اینکه خونتون طویلست و اینا هم پیش رفت.

    ببخشید پر چونگی کردم :)

    پستتون هم خیلی خوب بود و اصلان به خودتون نگیذ چرا این رو نوشتم و مخاطبان مسخره می کنند .. وبلاگ .. یعنی نوشتن همین دغدغه های کوچیک

    پاسخ:
    آخ آخ اینم معضلیه !

    حالا اینا می خوان بگن که ما خودمونم دعوا می کنیم بچه هارو ، نمی ذاریم اذیت کنن!
    گفتم که چجوری هم دعوا می کنن! :|||

    خواهش میکنم 
    ممنونم از زمانی که برای وبلاگ من میذارید :)
    نمیدونم ...
    خب به هرحال دوستان همه ازمن قوی تر هستن :)
    شما مایه داری میری اینجاها ... ما همون کاخ سفید خودمونو میریم :)))
    بذار بچه بازیشو کنه انقد گیر نده :|
    پاسخ:
    :| :)))
    بره تو کوچه ای ، پارکی ، جایی بازی کنه !
    نه رو سر ما آخه :|
    برو بالا به پسر همسایه بگو: "رو سر ما جا داری"
    =))))
    پاسخ:
    نگفتیم ، خودشون رو سر ما دارن میدون !
    اگه بگیم ، چیکار میکنن!!!! :||| :))
    آخ آخ پسرای کوچیکِ تخس :)

    پاسخ:
    یه چیزی از تخس اونور تر... :))
    ایشالا امشب خیلی راحت و با آرامش می خوابین :)
    پاسخ:
    سلام :)
    خیــــــــــــــــلی ممنونم :)
    فک کنم بتونم  
    چون حالم بهتره :)
    والا :)

    + خوب بود خوب بود 
    پاسخ:
    :))

    +
    مرسی مرسی :)
  • صحبتِ جانانه
  • کودکی باید باحال بگذره:)
    پاسخ:
    خب شرایط رو برای باحال گذشتن کودکی بدون اینکه به کسی آزار برسونن فراهم کنن!
    برای اینکه به بچه خوش بگذره حق ندارن چند نفر دیگه رو آزار بدن.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">