استافیل

طبقه بندي موضوعي

غروب جمعه ،

پیر دختر زری خانم است که ، مادرش می بردش پیش دعا نویس ، اما باز هم کسی در خانه شان را نمی زند...


غروب جمعه ،

آن پسری ست که ، بعد از دوسال سربازی ، حالا معشوقه اش را با کودکی در آغوش می بیند...


غروب جمعه ،

آن مادر پیری ست که ، چهار سال است تلفن خانه اش زنگ نخورده...


غروب جمعه ،

آن پدر پیری ست که ، چهل سال است دختر معلولش را تر و خشک می کند...


غروب جمعه ،

آن دختر جوانی ست که ، مرد آرزوهایش به او می گوید برای خوشبختی ام دعا کن...


غروب جمعه ،

آن کودکی ست که ، روز اول مدرسه ، هیچکس بغل دستش نمی نشیند...


غروب جمعه ،

آن دختر شَلی است که ، در خیابان همه به راه رفتن او زل می زنند و در گوش هم پچ پچ می کنند...


غروب جمعه ،

آن زن شوهر مرده ای ست که ، در حاشیه ی شهر زندگی می کند و صاحب خانه اش کرایه خانه را بالا برده و شرط می گذارد تا کرایه را کم کند...


غروب جمعه... همان غروب جمعه است...


"ع.غ"

نظرات (۱۶)

چقدر غروب جمعه به اینها شبیهه...
غروب جمعه خره...
پاسخ:
خیلی شبیهه...
  • وحید محمدیان
  • خوب بود :)
    پاسخ:
    ممنون
    یاد ی جمله از هم کلاسیم افتادم :

    یه روز در عطارد حدودا 1408 ساعت زمینی طول میکشه
    تقریبا معادل یه بعد از ظهر جمعه
    پاسخ:
    جالب بود... 
    هی بابا
    پاسخ:
    هعی...
  • امیر محمد امیری
  • والا من بیشتر با شنیدن غروب جمعه یاد فیتیله جمعه تعطیله میوفتم و الانم ازین عصبانیم که چرا دیگه عمو قناد تو برنامه نیست درین موردم کاملا جدیم ولی هیچکس حرفم و باور نمیکنه... :))
    پاسخ:
    :| من حرفی ندارم :|
    غروب نا تمام
    پاسخ:
    ناتمام...
    البته حکایت سرباز عشق از دست رفته اش تقریبا تجربه نمی شود، چون جوان های امروز جنس سربازی رفتنشان عوض شده
    پاسخ:
    همیشه تو هر موقعیتی همه گونه ای پیدا می شه...
    گونه های نادر در حال انقراض
    پاسخ:
    شاید... :)
    ولی هست!
    شاید :)
    پاسخ:
    :)
  • صحبتِ جانانه
  • غروب جمعه دوستم رفت...
    پاسخ:
    :(
    برای «آن پسری ست که ، بعد از دوسال سربازی ، حالا معشوقه اش را با کودکی در آغوش می بیند...» باید بگم که: رفتم خدمت مرد بشم ولی وقتی برگشتم تازه اون موقع مرد شدم...
    پاسخ:
    هعی...
    سلام.
    غروب جمعه رو فقط با ذهنمون می تونیم تغییر بدیم !!
    پاسخ:
    سلام
    شاید...
    اون غروب هم تموم میشه، اون دردا هم ترمیم میشه، دردای جدید و ...
    پاسخ:
    ...
    عالیییی 
    چه قدخوب بود این متن :-(

    پاسخ:
    مچکرم ...
    غروب لعنتی . . .
    پاسخ:
    غروب سخت...
  • کروکودیل نیمه فمنیست
  • چقد خوبه این پستت عارفه ... اون قسمت سرباز و زن شوهر مرده رو لمس کردم...یه دفه رو صندلی پارک یه برگه پیدا کرده بودم از یه سرباز... "نه ماهه بخاطر اینکه حرفتو زمین نندازم اومدم خدمت...امشب لباس عروسی پوشیدی... باهاش خوشبخت بشی عروس قصه های من"
    و از وقتی با مددکارا همکاری میکنم و کارای حقوقیشونو انجام میدم از این زنای شوهر مرده زیاد دیدم که مجبور شدن حتی...
    پاسخ:
    ممنون...
    اینا دردن...درد... :(