استافیل

طبقه بندي موضوعي

۱۶ مطلب در تیر ۱۳۹۴ ثبت شده است

دیدید؟!

یه وقتایی آدم به جایی می رسه که میگه :

خدایا!

همونایی که می دونی دیگه...!



+

عکس  ربطی به موضوع نداره ، همینجوری گذاشتمش :)


به ساعتِ من
تو
تمام قرارها را نیامده ‏ای،
کدام نصف‏ النهار را از قلم انداخته‏ ام...؟!
قرارِ روزهای بی قراری ام!
کجایِ آسمان ببینمت؟!
من از جست و جویِ زمین خسته‏ ام...


"کامران رسول زاده"

تا باد میان من و تو نامه‌رسان است
موی من و آرامش تو در نوسان است


دستی که مرا از تو جدا کرد نفهمید
دعوا نمک زندگی هم‌قفسان است


بگذار که اوقات تو را تلخ کنم گاه
شیرینی بسیار خوراک مگسان است


هرچند که هر شاخه‌گلی رنگی و بویی…
اما دَلِگی خاصیت بوالهوسان است


اینطورهوا حامل توفان جدیدی ست
اینطورمیان من و تو نامه‌رسان است…


دنیا که به کام تو و من نیست، نباشد
ای کاش بدانیم به کام چه کسان است؟!


"مژگان عباسلو"


وقتی آدم چیزی دارد که بهش فکر کند ، هنوز آدم خوشبختی است...



(راویان / وقتی همه چیز را گم می کنی ، محمدرضا کاتب)

روز اول بی‌هوا قلب مرا دزدید و رفت

روز دوم آمد و اسم مرا پرسید و رفت


روز سوم آخ! خالی هم کنار لب گذاشت 

دانه‌ی دیوانگی را در دلم پاشید و رفت


روز چارم دانه‌اش گل داد و او با زیرکی

آن غزل را از لبم ، نه از نگاهم چید و رفت


با لباس قهوه‌ای آن روز فالم را گرفت

خویش را در چشم‌های بی‌قرارم دید و رفت


فیل را هم این بلا از پا می‌اندازد خدا !

هی لب فنجان خود را پیش من بوسید و رفت


او که طرز خنده‌اش خانه خرابم کرده بود

با تبسم حال اهل خانه را پرسید و رفت


تا بچرخانم دلش را نذرها کردم ولی

جای دل، از بخت بد، دلبر خودش چرخید و رفت


زیر باران راه رفتن، گفت می‌چسبد چقدر!

با همین حالش به من حال دعا بخشید و رفت


استجابت شد چه بارانی گرفت آن‌شب ولی

بی‌ من او بارانیش را پا شد و پوشید و رفت


روز آخر بی‌دعا ، بی‌ابر هم باران گرفت

دید اشکم را نمی‌دانم چرا خندید و رفت...



"قاسم صرافان"

کاش بتونیم واسه روابطی که وجود داره ،یک سری تعاریف داشته باشیم .

کاش بتونیم تفاوت "رابطه انسانی" از سایر روابط رو درک کنیم

کاش بتونیم متوجه این موضوع بشیم که دو شخص ، حتی غیر هم جنس ، میتونن باهم روابط کاملا "انسانی"و با رعایت "ادب"و "حیا"داشته باشن.

انسان یه موجود اجتماعیه .

این اجتماعی بودن ایجاب میکنه که با همنوعانش در ارتباط باشه و این ارتباط ممکنه هدف یکسان داشته باشه اما با افراد مختلف متفاوته ؛ و این تفاوت هزاران دلیل می تونه داشته باشه.

مثال می زنم:

شما توی خیابون یکی از همسایه هایی که به تازگی همسایه شده رو می بینید ، ممکنه با یک کلمه "سلام" این ارتباط شروع و درجا تموم شه.

اما

وقتی همسایه ی چندین و چند ساله رو می بینید که صد در صد اینطور رفتار نخواهید کرد!

توی این ارتباط ممکنه بگید:

سلااااااااام

و احوالپرسی بسیار گرم و صمیمی داشته باشید

و شاید درمورد موضوعاتی که قبلا مطلع بودید ، سوال هایی بپرسید

و اون همسایه همچنین!


این دو ارتباط هدف های کاملا یکسان دارن اما الزاما شبیه به هم نیستن.


کاش بتونیم "هدف" و "تعریف" روابط رو درک کنیم.

کاش بتونیم تعریف یک رابطه ، به اسم "رابطه انسانی" رو در ذهنمون جای بدیم...

از خانه بیرون می زنم اما کجا امشب؟!

شاید تو می خواهی مرا در کوچه ها امشب!


پشت ستون سایه ها ، روی درخت شب

می جویم اما نیستی در هیچ جا امشب


می دانم آری نیستی اما نمی دانم

بیهوده می گردم بدنبالت  چرا امشب ؟


هر شب تو را بی جستجو می یافتم اما

نگذاشت بی خوابی بدست آرم تو را امشب


ها ... سایه ای دیدم شبیه ات نیست اما حیف!

ای کاش می دیدم به چشمانم خطا امشب


هر شب صدای پای تو می آمد از هر چیز

حتی ز برگی هم نمی آید صدا امشب


امشب ز پشت ابرها بیرون نیامد ماه

بشکن قُرُق را ماه من بیرون بیا امشب


گشتم تمام کوچه ها را  یک نفس هم نیست

شاید که بخشیدند دنیا را به ما امشب


طاقت نمی آرم  تو که می دانی از دیشب

باید چه رنجی برده باشم  بی تو  تا امشب

...

ای ماجرای شعر و شبهای جنونِ من!

آخِر چگونه سرکنم بی ماجرا امشب؟!



"محمد علی بهمنی"


+

عکس از آقا رامین.

ببخشید بی اجازه گذاشتم

قشنگ بود :)


تو هدیه ی زیبای خدایی، ای صبر!
با هر دل خسته آشنایی، ای صبر!
گفتند همانکه غم دهد ، صبر دهد
غم آمده! پس تو کی میایی ای صبر؟!



"میلاد عرفان پور"

در گوش تــــو

به جــای "اذان"،"حافـــظ "خوانــده اند

که اینگونه ،

از چشــــم هایتــــــ

"غـــــزل" می ریـــزد...



"ناصر رعیت نواز"

التماس دعای فراوون :)